تجارب مادران در دوران بارداری

 تجارب مادران در دوران بارداری

 

نویسنده: دکتر فاطمه رنجبر کوچکسرایی




 

بارداری یک پدیده ی فیزیولوژیک و طبیعی است و زن باردار در معرض تغییرات جسمی - روانی قابل ملاحظه ای قرار دارد. در زنی که از نظر روان شناسی سالم است، حاملگی احساس شکوفایی و تجربه ای خلاق می باشد، که به وسیله ی آن موجود دیگری متولد می شود. البته ممکن است والدین در مورد کفایت خود در زمینه ی پدر یا مادر بودن دچار اضطراب شوند و یکی از آن ها یا هر دو در اضافه شدن کودکی به خانواده ی کوچک و دو نفره ی خود دچار دودلی و نگرانی باشند.
معمولاً بیش تر زنان باردار احساس خوشحالی و شادمانی دارند ولی حالات افسردگی زودگذر نیز گاهی اتفاق می افتد و بسیاری از آنان می خواهند علت این افسردگی زودگذر را بدانند. زنان باردار احساسات متضاد شور و نشاط از یک طرف، و نگرانی و وحشت از طرف دیگر دارند که حالات روحی ناپایداری را در آنان به وجود می آورد. زنان در این دوران بسیار شکننده و آسیب پذیر هستند. مادر ممکن است در حاملگی از این که کودک در بدنش قرار دارد احساس دلخوری کند، یا ممکن است احساس کند که هنوز آماده ی آن نیست که خود را رها کرده و از دیگری مواظبت کند. دلهره ی زیاد و اضطراب مادر باعث افزایش ترشح آدرنالین می شود که جنین را آماده ی استرس و اضطراب می کند.
در دوران بارداری، تغییراتی در خلق و خوی و احساس و رفتار زن باردار ظاهر می شود که برحسب ماه های بارداری از شدت و ضعف برخوردار است.
این تغییرات رفتار در افراد مختلف متفاوت است. حتی در حاملگی های مختلف در یک زن نیز ممکن است متفاوت باشد. اغلب زنانی که دچار مشکلاتی در زندگی خصوصی خود هستند، این تغییر خلق و خوی را بهتر نشان می دهند. از طرفی، واکنش های زن نسبت به بارداری خویش، می تواند با عوامل مختلفی از موقعیت های حال و گذشته ی او از جمله روابطش با همسر،‌ پدر و مادر و یا پدر و مادر همسرش، احساساتش نسبت به زن بودن خود، تمایلش نسبت به ایفای نقش مادری و شناخت او از ارزش های اجتماعی و توقعات او از خودش به عنوان یک زن باردار همراه شود.
عوامل گوناگونی با اختلال عاطفی، هیجانی در طول بارداری ارتباط دارند که این عوامل شامل نگرش های مساعد نسبت به بارداری، نشانه های محیطی و علایم جسمانی در طول دوره ی بارداری است. زنان با نگرش منفی نسبت به خود، در مقایسه با زنانی که نسبت به خود نگرش مثبت دارند بیش تر عصبی و پرخاشگر هستند.
بارداری و زایمان دو فرایند طبیعی برای زن است که همراه با ترس و اضطراب بوده و با مشکلات جسمانی و روانی فراوان نیز همراه می باشد. تغییر خلق در دوران بارداری بسیار شایع و ناشی از احساس های دوگانه ی زن باردار نسبت به حاملگی می باشد. زنان در سال های باروری مستعد ابتلا به اختلال اضطراب و افسردگی هستند. عواملی مانند: سابقه ی خانوادگی افسردگی، اضطراب، سابقه ی افسردگی پس از زایمان، سابقه ی اندوه شدید در دوران بارداری، تغییر خلق خفیف یا شدید پیش از قاعدگی زنان را در معرض ابتلا به برخی از مشکلات روان پزشکی قرار می دهند. به هر حال آنچه در تأمین بهداشت روانی مادر در دوران بارداری نقش مهم و اساسی دارد، انطباق روانی زن با بارداری است که به اندازه ی رعایت بهداشت جسمی می تواند او را در نیل به نتیجه ی خوب و مثبت بارداری یاری دهد.
بارداری به سه دوره ی سه ماهه تقسیم می شود که در هر دوره زنان مسائل خاصی را تجربه می کنند.

سه ماهه ی اول:

در این دوران تغییرات روانی شامل عدم اطمینان، احساس دوگانگی و احساس شک و تردید، تمرکز اولیه ی زن حامله بر خودش، ترس، اضطراب و نگرانی می باشد.

عدم اطمینان:

یکی از مهم ترین پاسخ های روانی زن در طی هفته های اول حاملگی، عدم اطمینان می باشد. زن از حامله بودن خود مطمئن نیست و وقت زیادی را صرف اثبات آن می کند. بعضی زنان ممکن است خوشحال شده و بعضی ها بترسند یا به دنبال علایمی باشند که حامله نبودن خود را ثابت کنند.

احساس دوگانگی و احساس شک و تردید:

تقریباً تمام زنان احساس تعارض و شک و تردیدی در مورد حامله شدن خود دارند. احساس تعارض ناشی از پذیرش یا رد حاملگی متغیر است و حتی اگر حاملگی از روی میل باشد اغلب در مورد مناسب بودن زمان آن ممکن است خود زن یا همسرش احساس تردید داشته باشد و اظهار کنند که در این زمان آمادگی حاملگی را نداشتند و ای کاش حاملگی دیرتر اتفاق می افتاد تا یک سری کارهای شخصی و یا برنامه های خود را کامل می کردند. یک نگرانی شایع دیگر نیز وجود دارد که از چگونگی تأثیر حاملگی به ارتباط آن ها با همسر و یا دیگر فرزندان شان ناشی می شود.

تمرکز اولیه ی زن بر خودش:

در طی سه ماه اول تمرکز اولیه بر روی جنین نیست چون هنوز رشدی نکرده و مبهم و غیرواقعی به نظر می آید و بیش تر بر روی خود تمرکز می کنند. تغییرات فیزیکی و افزایش میزان هورمون، ممکن است سبب بروز نوسانات خلقی - هیجانی شود و از حالت رضایت و خشنودی به تحریک پذیری یا از خوش بینی سریعاً به بدبینی تغییر کند. البته ممکن است یکی از علل چنین نوساناتی ترک موقتی برنامه ها و عادات روزمره ی زندگی نیز باشد.

ترس، اضطراب و نگرانی:

ترس، اضطراب و نگرانی به علت تغییرات جسمی، مشکلات مربوط به نقش مادری به خصوص در حاملگی های اول وجود دارد. به طوری که همه ی زنان باردار، ترس و اضطراب را در دوره ی حاملگی خود تجربه می کنند. شایع ترین ترس ها عبارتند از ترس از سلامتی، طبیعی بودن وضعیت جنین، معلولیت ها و ناهنجاری های مادرزادی بچه، ترس از درد زایمان، عدم توانایی در کنار آمدن با مشکلات بعد از زایمان و ترس از اثرات رفتار مادر بر حاملگی و حتی گاهی ترس از آینده ی کودک، ترس از عدم اطمینان و عدم آگاهی از چگونگی والد خوب بودن، جنسیت کودک و مسائل اقتصادی می باشند. در میان عوامل فوق، جنسیت جنین و حاملگی ناخواسته به دلیل ابعاد فرهنگی که دارند، در ایجاد اضطراب، نگرانی و تنش دوران بارداری بسیار مؤثرند و جزء عوامل مهم بر بهداشت روان مادران باردار هستند.

سه ماهه ی دوم:

در سه ماهه ی دوم بارداری با پیشرفت صحیح دوره ی بارداری، حدود ماه چهارم حرکات جنین به وسیله ی مادر احساس می شود. این احساس، تجربه ای هیجان آور و لذت بخش برای اکثر زنان است و با هوشیارتر شدن، فرد به هیجانات خود توجه کرده و با احساس حرکت جنین در حدود 16 تا 18 هفتگی و شنیدن صدای قلب جنین، وی حاملگی را واقعاً احساس می کند و تخیلات مناسب درباره ی نوزاد در او افزایش پیدا می کند. اغلب این احساسات باعث خشنودی و تطابق بیش تر زن با استرس های دوران حاملگی می شود. در این سه ماهه معمولاً فرد حاملگی خود را می پذیرد و با پذیرش حاملگی احساس های متناقض و منفی کاهش می یابد.
با افزایش تخیلات نسبت به نوزاد و بارداری، اضطراب و نگرانی های سه ماهه ی اول کاهش می یابد، اما به دلیل پیشرفت حاملگی و بروز تغییرات هورمونی در این دوره نوسان های خلقی به صورت افسردگی و شادی ظاهر می شود.

سه ماهه ی سوم:

در سه ماهه ی سوم بارداری با رشد بیش تر جنین در ماه های آخر، حرکت و فعالیت زن باردار کند می شود و از طرفی فکر رسیدن زمان زایمان، زن باردار را دچار اضطراب می کند و مشکلات جسمی و اضطراب باعث کاهش خواب در ماه های آخر می شود و نگرانی هایی که در سه ماهه ی دوم کاهش یافته بود، در این دوره مجدداً افزایش می یابند.
ترس از زایمان و ترس از مرگ در این دوران متداول است. همراهی بیمار در این دوره به وسیله ی شوهر تا حد زیادی موجب کاهش اضطراب وی می شود. اگر زن باردار فرزند دیگری نیز دارد، وظیفه ی خانواده است که از آغاز حاملگی او را نیز از بارداری آگاه کند و با مشارکت دادن او در تهیه ی وسایل نوزاد، او را برای فرزند جدید آماده کنند تا بعد از زایمان، خانواده با مشکلات کم تری رو به رو شود. در این دوران احساس متشکل از افتخار و غرور همراه با اضطراب در مورد تولد نوزاد وجود دارد.
منبع مقاله :
رنجبر کوچکسرایی، فاطمه؛ (1389)، بهداشت روان زنان در دوران بارداری: روان و حاملگی، تهران: نشر قطره، چاپ اول



 

 

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه